سفارش تبلیغ
عمل کننده بی بصیرت، مانند رونده دربیراهه است . هر چه تندتر رود از مقصد دورتر شود [امام صادق علیه السلام]
یکشنبه 93 بهمن 5 , ساعت 7:55 عصر

متن انگلیسی این پیام تاریخی را ببینید:


 In the name of God, the Beneficent the Merciful

To the Youth in Europe and North America,

The recent events in France and similar ones in some other Western countries have convinced me to directly talk to you about them. I am addressing you, [the youth], not because I overlook your parents, rather it is because the future of your nations and countries will be in your hands; and also I find that the sense of quest for truth is more vigorous and attentive in your hearts.

I don’t address your politicians and statesmen either in this writing because I believe that they have consciously separated the route of politics from the path of righteousness and truth.

I would like to talk to you about Islam, particularly the image that is presented to you as Islam. Many attempts have been made over the past two decades, almost since the disintegration of the Soviet Union, to place this great religion in the seat of a horrifying enemy. The provocation of a feeling of horror and hatred and its utilization has unfortunately a long record in the political history of the West.

Here, I don’t want to deal with the different phobias with which the Western nations have thus far been indoctrinated. A cursory review of recent critical studies of history would bring home to you the fact that the Western governments’ insincere and hypocritical treatment of other nations and cultures has been censured in new historiographies.

The histories of the United States and Europe are ashamed of slavery, embarrassed by the colonial period and chagrined at the oppression of people of color and non-Christians. Your researchers and historians are deeply ashamed of the bloodsheds wrought in the name of religion between the Catholics and Protestants or in the name of nationality and ethnicity during the First and Second World Wars. This approach is admirable.

By mentioning a fraction of this long list, I don’t want to reproach history; rather I would like you to ask your intellectuals as to why the public conscience in the West awakens and comes to its senses after a delay of several decades or centuries. Why should the revision of collective conscience apply to the distant past and not to the current problems? Why is it that attempts are made to prevent public awareness regarding an important issue such as the treatment of Islamic culture and thought?

You know well that humiliation and spreading hatred and illusionary fear of the “other” have been the common base of all those oppressive profiteers. Now, I would like you to ask yourself why the old policy of spreading “phobia” and hatred has targeted Islam and Muslims with an unprecedented intensity. Why does the power structure in the world want Islamic thought to be marginalized and remain latent? What concepts and values in Islam disturb the programs of the super powers and what interests are safeguarded in the shadow of distorting the image of Islam? Hence, my first request is: Study and research the incentives behind this widespread tarnishing of the image of Islam.


My second request is that in reaction to the flood of prejudgments and disinformation campaigns, try to gain a direct and firsthand knowledge of this religion. The right logic requires that you understand the nature and essence of what they are frightening you about and want you to keep away from.

I don’t insist that you accept my reading or any other reading of Islam. What I want to say is: Don’t allow this dynamic and effective reality in today’s world to be introduced to you through resentments and prejudices. Don’t allow them to hypocritically introduce their own recruited terrorists as representatives of Islam.

Receive knowledge of Islam from its primary and original sources. Gain information about Islam through the Qur’an and the life of its great Prophet. I would like to ask you whether you have directly read the Qur’an of the Muslims. Have you studied the teachings of the Prophet of Islam and his humane, ethical doctrines? Have you ever received the message of Islam from any sources other than the media?

Have you ever asked yourself how and on the basis of which values has Islam established the greatest scientific and intellectual civilization of the world and raised the most distinguished scientists and intellectuals throughout several centuries?

I would like you not to allow the derogatory and offensive image-buildings to create an emotional gulf between you and the reality, taking away the possibility of an impartial judgment from you. Today, the communication media have removed the geographical borders. Hence, don’t allow them to besiege you within fabricated and mental borders.

Although no one can individually fill the created gaps, each one of you can construct a bridge of thought and fairness over the gaps to illuminate yourself and your surrounding environment. While this preplanned challenge between Islam and you, the youth, is undesirable, it can raise new questions in your curious and inquiring minds. Attempts to find answers to these questions will provide you with an appropriate opportunity to discover new truths.

Therefore, don’t miss the opportunity to gain proper, correct and unbiased understanding of Islam so that hopefully, due to your sense of responsibility toward the truth, future generations would write the history of this current interaction between Islam and the West with a clearer conscience and lesser resentment.

Seyyed Ali Khamenei
21st Jan. 2015

منبع: khamenei.ir


  • بسم‌ الله الرّحمن الرّحیم
    به عموم جوانان در اروپا و امریکای شمالی

    حوادث اخیر در فرانسه و وقایع مشابه در برخی دیگر از کشورهای غربی مرا متقاعد کرد که درباره‌ی آنها مستقیماً با شما سخن بگویم. من شما جوانان را مخاطب خود قرار میدهم؛ نه به این علّت که پدران و مادران شما را ندیده می‌انگارم، بلکه به این سبب که آینده‌ی ملّت و سرزمینتان را در دستان شما میبینم و نیز حسّ حقیقت‌جویی را در قلبهای شما زنده‌تر و هوشیارتر می‌یابم. همچنین در این نوشته به سیاستمداران و دولتمردان شما خطاب نمیکنم، چون معتقدم که آنان آگاهانه راه سیاست را از مسیر صداقت و درستی جدا کرده‌اند. سخن من با شما درباره‌ی اسلام است و به‌طور خاص، درباره‌ی تصویر و چهره‌ای که از اسلام به شما ارائه میگردد. از دو دهه پیش به این سو ــ یعنی تقریباً پس از فروپاشی اتّحاد جماهیر شوروی ــ تلاشهای زیادی صورت گرفته است تا این دین بزرگ، در جایگاه دشمنی ترسناک نشانده شود. تحریک احساس رعب و نفرت و بهره‌گیری از آن، متأسّفانه سابقه‌ای طولانی در تاریخ سیاسی غرب دارد. من در اینجا نمیخواهم به «هراس‌های» گوناگونی که تاکنون به ملّتهای غربی القاء شده است، بپردازم. شما خود با مروری کوتاه بر مطالعات انتقادی اخیر پیرامون تاریخ، می‌بینید که در تاریخنگاری‌های جدید، رفتارهای غیر صادقانه و مزوّرانه‌ی دولتهای غربی با دیگر ملّتها و فرهنگهای جهان نکوهش شده است. تاریخ اروپا و امریکا از برده‌داری شرمسار است، از دوره‌ی استعمار سرافکنده است، از ستم بر رنگین‌پوستان و غیر مسیحیان خجل است؛ محقّقین و مورّخین شما از خونریزی‌هایی که به نام مذهب بین کاتولیک و پروتستان و یا به اسم ملیّت و قومیّت در جنگهای اوّل و دوّم جهانی صورت گرفته، عمیقاً ابراز سرافکندگی میکنند.

    این به‌خودی‌خود جای تحسین دارد و هدف من نیز از بازگوکردن بخشی از این فهرست بلند، سرزنش تاریخ نیست، بلکه از شما میخواهم از روشنفکران خود بپرسید چرا وجدان عمومی در غرب باید همیشه با تأخیری چند ده ساله و گاهی چند صد ساله بیدار و آگاه شود؟ چرا بازنگری در وجدان جمعی، باید معطوف به گذشته‌های دور باشد نه مسائل روز؟ چرا در موضوع مهمّی همچون شیوه‌ی برخورد با فرهنگ و اندیشه‌ی اسلامی، از شکل‌گیری آگاهی عمومی جلوگیری میشود؟

    شما بخوبی میدانید که تحقیر و ایجاد نفرت و ترس موهوم از «دیگری»، زمینه‌ی مشترک تمام آن سودجویی‌های ستمگرانه بوده است. اکنون من میخواهم از خود بپرسید که چرا سیاست قدیمی هراس‌افکنی و نفرت‌پراکنی، این‌بار با شدّتی بی‌سابقه، اسلام و مسلمانان را هدف گرفته است؟ چرا ساختار قدرت در جهان امروز مایل است تفکر اسلامی در حاشیه و انفعال قرار گیرد؟ مگر چه معانی و ارزشهایی در اسلام، مزاحم برنامه‌ی قدرتهای بزرگ است و چه منافعی در سایه‌ی تصویرسازی غلط از اسلام، تأمین میگردد؟ پس خواسته‌ی اوّل من این است که درباره‌ی انگیزه‌های این سیاه‌نمایی گسترده علیه اسلام پرسش و کاوش کنید.

    خواسته‌ی دوم من این است که در واکنش به سیل پیشداوری‌ها و تبلیغات منفی، سعی کنید شناختی مستقیم و بی‌واسطه از این دین به دست آورید. منطق سلیم اقتضاء میکند که لااقل بدانید آنچه شما را از آن میگریزانند و میترسانند، چیست و چه ماهیّتی دارد. من اصرار نمیکنم که برداشت من یا هر تلقّی دیگری از اسلام را بپذیرید بلکه میگویم اجازه ندهید این واقعیّت پویا و اثرگذار در دنیای امروز، با اغراض و اهداف آلوده به شما شناسانده شود. اجازه ندهید ریاکارانه، تروریست‌های تحت استخدام خود را به عنوان نمایندگان اسلام به شما معرفی کنند. اسلام را از طریق منابع اصیل و مآخذ دست اوّل آن بشناسید. با اسلام از طریق قرآن و زندگی پیامبر بزرگ آن (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌و‌سلّم) آشنا شوید. من در اینجا مایلم بپرسم آیا تاکنون خود مستقیماً به قرآن مسلمانان مراجعه کرده‌اید؟ آیا تعالیم پیامبر اسلام (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) و آموزه‌های انسانی و اخلاقی او را مطالعه کرده‌اید؟ آیا تاکنون به جز رسانه‌ها، پیام اسلام را از منبع دیگری دریافت کرده‌اید؟ آیا هرگز از خود پرسیده‌اید که همین اسلام، چگونه و بر مبنای چه ارزشهایی طیّ قرون متمادی، بزرگترین تمدّن علمی و فکری جهان را پرورش داد و برترین دانشمندان و متفکّران را تربیت کرد؟

    من از شما میخواهم اجازه ندهید با چهره‌پردازی‌های موهن و سخیف، بین شما و واقعیّت، سدّ عاطفی و احساسی ایجاد کنند و امکان داوری بیطرفانه را از شما سلب کنند. امروز که ابزارهای ارتباطاتی، مرزهای جغرافیایی را شکسته است، اجازه ندهید شما را در مرزهای ساختگی و ذهنی محصور کنند. اگر چه هیچکس به‌صورت فردی نمیتواند شکافهای ایجاد شده را پر کند، امّا هر یک از شما میتواند به قصد روشنگریِ خود و محیط پیرامونش، پلی از اندیشه و انصاف بر روی آن شکافها بسازد. این چالش از پیش طراحی شده بین اسلام و شما جوانان، اگر چه ناگوار است امّا میتواند پرسش‌های جدیدی را در ذهن کنجکاو و جستجوگر شما ایجاد کند. تلاش در جهت یافتن پاسخ این پرسش‌ها، فرصت مغتنمی را برای کشف حقیقت‌های نو پیش روی شما قرار میدهد. بنابراین، این فرصت را برای فهم صحیح و درک بدون پیشداوری از اسلام از دست ندهید تا شاید به یمن مسئولیّت‌پذیری شما در قبال حقیقت، آیندگان این برهه از تاریخ تعامل غرب با اسلام را با آزردگی کمتر و وجدانی آسوده‌تر به نگارش درآورند.

    سیّدعلی خامنه‌ای

جمعه 93 بهمن 3 , ساعت 10:39 عصر

عباس افشار

آغاز بهمن ماه مصادف است با سالروز شهادت طلبه شهید عباس افشار

روحش شاد

پنج شنبه 93 خرداد 29 , ساعت 10:12 عصر

عباس افشار

روزهای پایانی خرداد مصادف است با سالروز آن حادثه دلخراش

خادم الحسین حاج عبدالمحمد افشار پس از مراسم سالروز شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیه) بر اثر حادثه تصادف شدیدا مجروح گردیده و پس از 19 روز بستری در بیمارستان به فرزند شهیدش پیوست

روحش شاد

یکشنبه 93 اردیبهشت 7 , ساعت 11:3 عصر

گزینه های روی میز

گزینه های روی میز

گزینه های روی میز

گزینه های روی میز

گزینه های روی میز

دوشنبه 92 آبان 13 , ساعت 6:2 عصر

بیانیه سازمان بسیج اساتید دانشگاههای استان تهران به مناسبت 13 آبان روز مبارزه با استکبارجهانی

13 آبان

انقلاب اسلامی ایران صدای خروش مظلومان جهان و طنین آزادی خواهی و مبارزه با استکبار بود که با خون پاک هزاران پرستوی در خون خفته به ثمر رسید و13 آبان 58 پژواک خوش آهنگ این استکبار ستیزی بود.

امسال تقارن 13 آبان، روز تسخیر لان? جاسوسی با طلیعه ماه محرم و قیام سید و سالار شهیدان، حضرت امام حسین(ع) بر علیه ظالمان، فریاد هیهات من الذله را با شعار بیزاری از مستکبرین گره خواهد زد تا به دنیا نشان دهد که معیار تعامل ما با جهانیان، همان سیر عاشوراییِ حفظ افتخار، اقتدار و عزت است.

13 آبان و اشغال لانه جاسوسی از اوراق پر افتخار تقویم انقلاب است که به تعبیر سکاندار کشتی آزادی خواهی، خمینی کبیر(ره)، انقلاب دوم نام گرفت، اشغال لانه جاسوسی توسط دانشجویان پیرو امام، تنها اشغال یک سفارتخانه نبود، بلکه اعلام شعار استقلال ، آزادی ، جمهوری اسلامی» به تمام زیاده خواهان و شیاطین جهان بود، لذا بزرگداشت این روز، بزرگداشت فرهنگ قرآن و اسلام ناب محمدی است.

در جهان کنونی که جرثومه های فساد، از تمام توان خود برای به اسارت کشیدن آزادگان در اقصاء نقاط جهان استفاده نموده و کشورهایی مانند عراق، سوریه، افغانستان و دیگر بلاد اسلامی را محل تاخت و تاز زیاده خواهی های خود قرار داده اند، لازم است شعار کوبنده مرگ بر آمریکا پرشورتر از همیشه طنین انداز شود .

نوجوانان، جوانان، دانش آموزان و دانشجویان پیرو خط امام (ره) که در تاریخ دیروز انقلاب اسلامی با از جان گذشتگی خود نهال نوپای انقلاب را باخون خود آبیاری کردند ، امروز نیز تحت رهبری حکیمانه ولی امر مسلمین حضرت آیت الله العظمی خامنه ای(مد ظله العالی) و با اتصال به مبانی عمیق معرفتی اسلام ناب ، با حضور و تلاش جهادی در عرصه های مختلف علمی ،سیاسی و اقتصادی و اجتماعی، و با بهره گیری از ظرفیت و فرصت های ارزشی ،دانشی و ملی خود همچون گذشته، اقتدار و استحقاق واقعی خود را در برابر «برتری جویی های » نظام های زیاده خواه و استکباری نشان خواهد داد . 

استادان بسیجی دانشگاههای استان تهران با گرامیداشت یاد و خاطره امام راحل (ره) و شهدای انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی و به خصوص شهدای دانش آموز از عموم ملت شهید پرور ایران اسلامی دعوت می کنند تا با حضور پرشکوه خود در آیین های بزرگداشت سیزده آبان، دشمنان نظام را مأیوس و نور امید را در دل مستضعفان و آزادیخواهان جهان برافروزند.

وَلَیَنصُرَنَّ اللَّهُ مَن یَنصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِیٌّ عَزِیزٌ

سازمان بسیج اساتید  استان تهران

شنبه 92 مرداد 26 , ساعت 8:11 عصر

نخستین تخریب قبور مطهر ائمه بقیع به دست وهابیان سعودی در سال 1220 هجری یعنی زمان سقوط دولت اول سعودی‌‌ها توسط حکومت عثمانی روی‌داد، پس از این واقعه تاریخی - اسلامی با سرمایه‌گذاری مسلمانان شیعه و به‌کاربردن امکانات ویژه‌ای، مراقد تخریب‌شده به زیباترین شکل بازسازی‌شد و با ساخت گنبد و مسجد، بقیع به یکی از زیباترین مراقد زیارتی و در واقع مکان زیارتی ـ سیاحتی مسلمانان تبدیل‌شد.

یکی از گردشگران انگلیسی پس از بازسازی بقیع، ضمن توصیف اماکن زیارتی مدینه منوره در این‌باره می‌گوید: مدینه در سال 1387 تا 1388 و قبل از انهدام مجدد توسط وهابیان سعودی، شبیه استانبول و شهرهای بسیار زیبای سیاحتی جهان بازسازی‌شده‌بود.

دومین تخریب بقیع

دومین و درواقع دردناکترین حادثه تاریخی - اسلامی معاصر به هشتم شوال سال 1344 و پس از روی‌کار آمدن سومین حکومت وهابی عربستان مربوط‌می‌شود؛ سالی که وهابیان به فتوای سران خود مبنی بر اهانت و تحقیر مقدسات شیعه، مراقد مطهر ائمه و اهل‌بیت ‌پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) را مورد دومین هجوم وحشیانه خود قراردادند و بقیع را به مقبره‌‌ای ویران‌شده و در واقع مهجور و ناشناخته تبدیل‌کردند.

«ایلدون رتر»، یکی از گردشگران غربی در این‌باره می‌گوید: با دومین تخریب قبور ائمه بقیع در مدینه منوره مراقد مطهر ائمه(علیه‌السلام) به‌شدت ویران‌شد و وهابیون در این تخریب، شکل ظاهری مقبره‌ها و گنبدهای این قبور را دگرگون‌کردند.

براساس منابع و شواهد تاریخی، وهابیان سعودی تنها به تخریب قبور بقیع اکتفا‌نکردند، بلکه بارها به تخریب مرقد بیامبر(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) نیز اقدام‌کردند که با واکنش گسترده مسلمان جهان مواجه‌شده و از این توطئه ضد اسلامی دست‌برداشتند.

«لویس پورخارت»، یکی از گردشگران سوییسی که پس از تشرف به اسلام خود را ابراهیم نامیده‌است، در این‌باره می‌گوید: با توجه به مقام ائمه و صحابه دفن‌شده در بقیع، این قبرستان فضایی بسیار کوچک دارد و در مقایسه با اماکن زیارتی دیگر کشورهای شرقی به‌ویژه عربستان، به صورت تلی از خاک و سنگ، نگاه هر بیننده‌ای را به خود جلب‌می‌کند.

پورخات درباره کوه احد نیز می‌گوید: در مسجد احداث‌شده در دل این کوه، قبر حمزه، عموی پیامبر و دیگر شهدای احد همچون «مصعب‌بن ‌عمیر»، «جعفربن شماس» و«عبدالله‌بن جحش» دیده‌می‌شود که وهابیان این مسجد و قبور دوازده تن از شهدای احد و صحابه پیامبر را نیز تخریب‌کرده‌اند.

قبرستان بقیع قبل از تخریب

قبرستان بقیع قبل از تخریب شامل مقبره چهارتن از ائمه اطهار و قبر گمشده بانوی دو عالم حضرت فاطمه زهرا(س) است، هرچند که در روایت آمده‌است که امیرالمومنین حضرت علی(علیه‌السلام) پس از شهادت دخت پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) پیکر پاک و مطهر ایشان را برای دفن به اماکن متعددی همچون بقیع، مسجد ‌پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) و خانه خود حمل‌کردند.

شنبه 92 مرداد 26 , ساعت 8:10 عصر

بازگشت آزادگان

آغاز بازگشت آزادگان سلحشور از بند رژیم بعثی پس از سال‏ها اسارت (1369 ش)

روز 26 مرداد سال 1369، میهن اسلامی شاهد حضور آزادگان سرافرازی بود که پس از سال‏ها اسارت در زندان‏ها و اسارتگاه‏های مخوفِ رژیم بعث عراق، قدم به خاک پاک میهن اسلامی خود گذاشتند. در این میان ستاد رسیدگی به امور آزادگان که در 22 مرداد 69 تشکیل شده بود به تبادل انبوه اسرا پرداخت. این ستاد با مساعدت و همراهی دیگر دستگاه‏ها، تبادل حدود چهل هزار آزاده را با همین تعداد اسیر عراقی انجام داد. آزادگان، با ایمان راسخ خود در برابر همه فشارهای جسمی و روحی دشمنان ایستادند و روابط اجتماعی جامعه کوچک اردوگاهی خود را بر پایه اخلاق حسنه بنا نهادند و از شکنجه‏های مزدوران بعث هراسی به خود راه ندادند. آزادگان، صبورتر از سنگ صبور و راضی‏ترین کسان به قضای الهی بودند. اینان سینه‏هایی فراخ‏تر از اقیانوس داشتند که از همه جا و همه کس بریده و به خدا پیوسته بودند. آزاده نامیده شدند چون از قید نفس و نفسانیات رهایی یافته بودند.

دوشنبه 92 تیر 31 , ساعت 6:33 عصر

تهاجم عراق به ایران پس از پذیرفتن قطعنامه 598

تهاجم وسیع ارتش بعث عراق به خاک ایران پس از پذیرفتن قطعنامه 598 (1367ش)

برگزاری جلسه مشترک شورای فرماندهی انقلاب عراق به ریاست صدام در 30 تیرماه 1367 نشان می‏داد که دولت عراق درصدد اقدام مهمی است که نشانه‏ های آن با آغاز پیشروی نیروهای ارتش عراق به خاک ایران آشکار شد. هدف این پیشبرد و تهاجم، آزاد کردن باقی مانده سرزمین‏های عراق، انهدام نیروهای ایران و به اسارت درآوردن تعداد بیشتری از نیروهای ایرانی برای ایجاد برابری با تعداد اسرای عراقی اعلام شد. بدین ترتیب، تنها سه روز پس از پذیرفتن قطعنامه 598 از سوی ایران، عراقی‏ها در روز 31 تیرماه 1367 در شرایطی که وزیر خارجه وقت ایران در حال مذاکره با دبیر کل سازمان ملل بود، تهاجم خود را از دو محور کوشک و شلمچه در منطقه جنوب آغاز کردند و در سی کیلومتری شمالی خرمشهر مستقر شدند. در این میان پیام امام به سپاه باعث گسیل نیروهای بسیجی به جبهه‏ ها گردید که با کمترین امکانات در برابر یورش دشمن مقاومت کردندو طی چند روز درگیری با انهدام سنگینی که به قوای عراقی تحمیل شد، آنان را مجبور به عقب نشینی نمودند. این تهاجم وحشیانه رژیم بعث عراق در حالی صورت می‏گرفت که با ادعاهای دروغین صلح‏طلبی در طول جنگ، مظلوم نمایی می‏کردند و ایران را متجاوز می‏خوانند. این حرکت عراق علاوه بر اینکه ناتوانی آنان را در برابر قوت اعتقاد و باور سپاه اسلام نمایان کرد، باعث رسوایی آنان در میان افکار عمومی گردید.

یکشنبه 92 تیر 30 , ساعت 8:4 عصر

کسانی که از نابودی بشار اسد ظرف مدت یکهفته دم میزدند الان پس از سه سال دست به دامن اجنه شده اند

ممد مرسی یاد بگیر 

هرکس که با آل علی در افتاد ور افتاد

یک فعال زن کویتی از اعزام لشکری از جنیان برای کشتن رئیس جمهور سوریه خبر داد!
به گزارش حرف نو پایگاه اطلاع رسانی شبکه العالم، "سلوی المطیری" فعال اجتماعی مشهور کویتی بر صفحه شخصی خود در یک سایت اجتماعی اینترنتی مدعی شد: یکی از فرماندهان جنّیان را تسخیر کرده ام که لشکری قوی را در اختیار دارد و پیش از این هم از آنها برای انجام برخی کارها استفاده کرده ام.
به نوشته سایت عرب زبان "وطن" این زن کویتی در ادامه آورده است: "این فرمانده جنی را برای یاری دادن به ارتش آزاد سوریه و کشتن بشار اسد اعزام می کنم. در آخرین جلسه ای که با این فرمانده جنّی داشتم، قرار شد آنها به جنگ اسد بروند و با سلاح کمری او را به قتل برسانند".
گفتنی است  مفتی های سلفی از چندی پیش با فتاوی عجیب و غریب از جمله  فتوای جهاد نکاح و غیره به یاری تروریست های سوریه شتافته اند.

سه شنبه 92 تیر 25 , ساعت 9:23 عصر

نگاهی دوباره به نامه 17 چهره سیاسی و دانشگاهی ایران و فرصتی که محمد مرسی از دست داد و موجب نابودی قیام مردم مصر شد

به نام خداوند حکیم و توانا

جناب آقای دکتر محمد مرسی
رئیس جمهور محترم مصر

با سلام

ضمن تبریک به مناسبت پیروزی ملت مصر در براندازی حکومت استبدادی و ظالم رژیم حاکم بر مصر و شکل‌گیری "مصرجدید" مبتنی بر ارزش‌های اسلامی و همچنین تبریک به‌مناسبت موفقیت جنابعالی در اولین انتخابات مردم‌سالارانه ریاست جمهوری و همچنین رای مثبت به قانون اساسی مصر، به‌عنوان کسانی که شاهد موفقیت عظیم ملت ایران در پیروزی انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی اعلی الله مقامه الشریف که الحق حکیم؛ عارف و عالم کم نظیر تاریخ جهان اسلام بود و همچنین تجربه 34 سال مبارزه بی‌امان با صهیونیزم و استکبار جهانی برای استقرار جمهوری اسلامی ایران نکاتی را به استحضار حضرتعالی می‌رساند:

1. جهان موسوم به پیشرفته از توفیقات زیادی برخوردار بوده است که به‌دلیل عدم برخورداری از ایمان مستحکم به کتاب و حکمت الهی و یا حداقل به‌دلیل ایمان ناقص که مصداق "ایمان به بخشی از کتاب خدا و کفر به بخش دیگر" بوده‌اند با بحران‌های فردی و اجتماعی بسیاری مواجه بوده و هستند که منشاء و مرجع اصلی این بحران‌ها جدائی از حقیقت اسلام است.

2. امروز جهان غرب به اهمیت و جایگاه دین هم در مدیریت ارزش‌های اجتماعی و هم در سلامت فرد، خانواده و جامعه تاکید دارد و مسیر دین‌مداری جامعه بعنوان یک روند جدی مشاهده می‌شود. بازگشت به دین محصول بن بست‌های ناشی از رشد و توسعه منهای دین و بحران های اجتماعی فراگیری است.

3. دین و به‌طور خاص اسلام مرجع حل مسائل  و مشکلات ملی و منازعات بین‌المللی است. بدون تمسک به عروه الوثقی دین، همه بندها می‌گسلد و فرد و جامعه دچار خسران بزرگ نسبت به همه سرمایه‌های انسانی و اجتماعی خواهد شد.  

4. آغاز و سرانجام همه کارها منتهی به خداست و با تمسک به‌قدرت لایزال الهی همه توفیقات منتهی به سلامت  و سعادت فراهم می‌گردد. اِلَى اللَّهِ مَرْجِعُکُمْ وَهُوَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (هود-4) و اگر خداوند بخواهد وسعت عظیمی به‌فکر انسان خواهد داد که منشاء خلق پدیده‌های جدید، موثر و مفید در زندگی است. فَمَن یُرِدِ اللَّهُ أَن یَهْدِیَهُ یَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ وَمَن یُرِدْ أَن یُضِلَّهُ یَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَیِّقًا حَرَجًا کَأَنَّمَا یَصَّعَّدُ فِی السَّمَاءِ کَذَالِکَ یَجْعَلُ اللَّهُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ (سوره انعام – 125).

5. دیدگاه‌های انسان‌محورانه پاسخ جامعی برای تامین نیازهای معنوی و مادی انسان نیست و بدون توجه به کمال مطلق که مصداق احد و واحد آن خدای متعال است، امکان تامین سلامت و سعادت انسان نیست.

6. اصل و حقیقت ولایت متعلق به‌ خدا و رسول خدا و اولیاء خدا  است و بهترین مسیر و سبک زندگی، مسیری است که برگرفته از ولایت الهی باشد. حکومتی که در ذیل و مسیر ولایت الهی سیاست‌گذاری، نهادسازی و برنامه‌ریزی کند، قطعا به صلاح و سعادت دست پیدا خواهد کرد و مرجع رشد و ترقی خواهد بود. البته این راه، مسیری هموار نیست و مستلزم مجاهدت و تلاش گسترده و تحمل مرارت های ناشی از مبارزه با شیاطین بزرگ است.

7. اسلام بزرگترین ودیعه و منت الهی بر بشریت است  که درک حقیقت آن منجر به‌سلامت، سعادت و آسایش جاودانه می‌شود. همه امور مرتبط با زندگی انسان اعم از امور فردی و اجتماعی و یا قلمروهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی بدون توجه و تمسک به‌اصول اسلامی منتهی به‌ضلالت و گمراهی و رشد ناقص و یا ظهور جامعه ناقص الخلقه می‌شود.

8. جمهوری اسلامی ایران از همان آغاز با اندیشه محوری حضور اصول اسلام در کلیت نظام و همه روندهای مدیریت اجرائی، قانون‌گذاری و امور قضایی مسیر خود را آغاز نمود و بنیان حکومت را بر اسلام عزیز استوار کرد. در 12 فروردین 1358 اصل نظام جمهوری اسلامی ایران به آراء عمومی عرضه شد و با 2/99 درصد رای موافقت جمهوری اسلامی ایران به‌تصویب ملت ایران رسید و متعاقب آن در آذر ماه همان سال قانون اساسی جمهوری اسلامی که به‌تصویب مجلس خبرگان رسیده بود،  به آراء عمومی گذاشته شد و با اکثریت آراء به‌تصویب ملت ایران رسید.

9.  مهمترین اصل قانون اساسی اصل اول و دوم  آن است که در آن بر ابتناء جمهوری اسلامی ایران به اصول اعتقادی و قوانین اسلامی تصریح شده است.

10. طی 34 سال مجاهدت، تلاش و تدبیر و مبارزه بی‌امان با استکبار جهانی  و دشمنان اسلام و مسلیمن در سطح بین‌المللی، دستاوردهای گرانقدری بدست آمده است که محوری‌ترین این دستاوردها پافشاری بر استقلال جمهوری اسلامی ایران از قدرت‌های شرقی و غربی و نفی استیلاء بر قلمرو اسلامی ایران است. در این مسیر حمایت از ملت مظلوم فلسطین و همه مظلومین جهان، اصل محوری سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بوده است، که بدین خاطر غرامت سنگینی را پرداخت کرده که از جمله آنها جنگ و تحریم فراگیر و فشار های سیاسی بین المللی است.

11. در توسعه سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و عمرانی اقدامات برجسته و خیره کننده ای صورت گرفته است که علیرغم هشت سال جنگ بی‌امان و تحریم‌ها و حصارکشی‌های اقتصادی و سیاسی بر علیه ملت ایران، امروز جمهوری اسلامی ایران با تمسک به اسلام و بهره مندی از رهبری حکیمانه و الهی امام خمینی و آیه الله العظمی خامنه ای مفتخر است که ضمن فقر‌زدایی و محرومیت‌زدایی از مناطق روستایی و شهرهای محروم ایران، جایگاه وزینی را در حوزه علم و فناوری بدست آورد که به مواردی از این دستاوردها ذیلا اشاره می شود: 

- براساس آمار رسمی سازمان یونسکو، امروز ایران اسلامی با سن امید به تحصیل  16-13 سال، نرخ سواد جوانان  99-95 درصد، نرخ سواد بزرگسالان  95-85 درصد همراه با پیش‌افتادن تحصیلات زنان (75-55 درصد بیش از همه کشورهای جهان) از چهار پنجم کشورهای جهان پیشروتر است. این در حالی است که نرخ سواد در ایران قبل از انقلاب، 28 درصد بود.  

- براساس اعلام رسمی سازمان‌های ساینس متریکس ، بخش تجارت، نوآوری و مهارت دولت انگلستان  و اسپرینگر  طی 30 سال گذشته، ایران در حوزه علم و فناوری، 14.4 درصد رشد داشته است که «بالاترین» رشد تولیدات علمی در «جهان» را تجربه کرده است  و در مقایسه با جایگاه 52 جهانی ایران در قبل از انقلاب اسلامی، امروزه در مقام 16 جهان در تولید علم قرار دارد.
بنیاد علم ملی امریکا، رشد سریع کشور ایران در زمینه علم را علاوه بر تولیدات علمی، به رشد ابزارهای فناورانه، دارو و فناوری‌های ارتباطات در ایران مرتبط می‌داند.

- در زمینه ارتباطات و فناوری اطلاعات، با 42 میلیون نفر (ضریب نفوذ 53 درصد) دسترسی به اینترنت ، مقام اول در خاورمیانه و نهم جهان را دارد که نهمین مقام جهانی از نظر رشد دسترسی را هم داراست.

- براساس اعلام رسمی یونیدو  در شاخص شدت گسترش صنعت ، ایران با 0.54 رشد، در رده نخست جهانی قرار گرفته است و در زمینه سرانه تولید ناخالص داخلی  (15 هزار دلار امریکا )، جایگاهی بالاتر از سه چهارم کشوهای جهان دارد.

مقایسه آمارهای مالی ایران قبل و بعد از انقلاب اسلامی به گزارش بانک جهانی رشد سریع این کشور در شاخص‌های توسعه را نشان می‌دهد. به‌عنوان مثال، در زمینه تولیدات کشاورزی، شاخص تولید محصول  به‌رقم بیش از 110 رسیده است که نسبت به قبل از انقلاب اسلامی با میزان 18 واحد، بیش از 600 درصد رشد داشته است.

- دست‌یابی به فناوری هسته‌ای و استفاده صلح‌آمیز از آن در تولید انرژی پاک، امور پزشکی و کشاورزی، دست‌‎یابی به پیشرفت‌های علمی در زمینه سلول‌های بنیادی و کاربرد‌های آن در پرشکی و ریزفناوری و زیست‌فناوری از جمله موفقیت‌هایی حاصل شده در راستای «سند‌ چشم‌انداز بیست ساله جمهوری اسلامی ایران» و «سند نقشه جامع علمی جمهوری اسلامی ایران»، است.

ایران اسلامی به‌عنوان نهمین کشور پرتاب کننده ماهواره‌ی ساخت کشور به فضا در سال 2005 در فهرست جهانی قرار گرفته است . دستیابی به دانش فنی تامین سوخت هسته‌ای و غنی‌سازی اورانیوم 20 درصد، دانش فنی 150نوع مایع یونی، ذوب و پالایش فولاد در کوره قوس الکتریکی، دانش حفاری چاه‌های نفت و گاز در آب‌های عمیق 800 تا 1000 متر و ساخت سد و نیروگاه‌های برق آبی نمونه‌هایی از تحقق برنامه‌های برآمده از سند چشم‌انداز هستند.

- دولت جمهوری اسلامی ایرانی، «طرح تحول اقتصادی» و «اقتصاد مقاومتی» را به‌منظور نزدیک‌تر شدن هر چه بیشتر به هدف پیشرفت همراه با عدالت، اصلاح نظام‌های یارانه‌‌ای، مالیاتی، گمرکی، بانکی، توزیع کالا و خدمات، ارزشگذاری پول ملی و بهره‌وری در راس برنامه‌های خود قرار داده است.

ما پیشرفت‌های بسیار در شاخص‌های کمی و کیفی در ایران اسلامی را حاصل تجربه انقلاب اسلامی می‌دانیم که به‌زیباترین شکل، تعادل بین فرد و جامعه را مدنظر داشته است.
برنامه اصلی آینده کشور ایران متمرکز بر «تمدن‌سازی نوین اسلامی» است. این برنامه بلندمدت مبتنی بر الگوی ویژه‌ای از پیشرفت است که هم از نظر مبانی نگرشی و معرفتی و هم از نظر روش اجرا مبتنی بر اصول مترقی اسلام و متمایز از هنجارهای دیکته شده و سلطه‌آمیز جهان غرب و صهیونیزم بین‌الملل تحت عنوان شاخص‌ها و معیارهای توسعه است.

جناب آقای دکتر مرسی

به‌طور حتم اندیشمندان مسلمان ایرانی آمادگی دارند تجربه و توان علمی خود را در اختیار دولت و ملت شریف و مسلمان مصر قرار دهند و بر این باورند که در سایه إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَیْنَ أَخَوَیْکُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ (الحجرات – 10)، ظرفیت‌های بزرگی در جهان اسلام وجود دارد که می‌تواند منشاء نجات، صلاح و سعادت جهان شود. ایجاد تفرقه مذهبی و فرقه ای در جهان اسلام، فتنه بزرگی است که با اشکال مختلف از ناحیه دشمنان مشترک اسلام و مسلمین برنامه ریزی و تحریک می شود.

با توجه به موارد مذکور به‌جنابعالی که از ظرفیت اعتقادی و حکمت و اندیشه عمیق برخوردار هستید و در راس کشوری قرا گرفته‌اید که میراث‌دار تمدن عظیم اسلامی است، توصیه می‌کنیم، مبنا و الگوی قطعی و عملی مدیریت کشور را بر پایه اسلام عزیز قرار دهید و مقاصد فشارهای بین‌المللی و فضاهای به‌اصطلاح روشنفکری متاثر از رویکرد‌های منزوی کننده دین از عرصه سیاست، فرهنگ و اقتصاد را مطمح نظر قرار ندهید. مَن کانَ یُریدُ العِزَّةَ فَلِلَّهِ العِزَّةُ جَمیعًا  إِلَیهِ یَصعَدُ الکَلِمُ الطَّیِّبُ وَالعَمَلُ الصّالِحُ یَرفَعُهُ وَالَّذینَ یَمکُرونَ السَّیِّئَاتِ لَهُم عَذابٌ شَدیدٌ  وَمَکرُ أُولئِکَ هُوَ یَبورُ (الفاطر-10).

برای عزت و سربلندی ملت و دولت مسلمان مصر و همه مسلمانان جهان دعا می‌کنیم و سلامت و سعادت جاودانه را برایتان آرزومندیم.

 این نامه به امضای 17 چهره دانشگاهی سیاسی ایران رسیده است:

دکتر علی اکبر ولایتی (استاد ممتاز دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی)
دکتر غلامعلی حدادعادل (نماینده مجلس و رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی)
آیت الله دکتر سید مصطفی محقق داماد (استاد حقوق فقه و فلسفه اسلامی)
دکتر احمد احمدی (استاد سابق دانشگاه تهران)
دکتر سعید رضا عاملی (استاد گروه ارتباطات دانشگاه تهران)
دکتر جلیل تجلیل (استاد نمونه دانشگاه)
دکتر سید علیرضا مرندی (نماینده مجلس و استاد برتر دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی)
دکتر صادق آئینه‌وند (استاد نمونه تاریخ اسلام)
دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی (موسس موسسه حکمت و فلسفه ایران)
دکتر فرهاد رهبر (رئیس دانشگاه تهران)
دکتر رضا روستا آزاد (رئیس دانشگاه صنعتی شریف)
دکتر غلامرضا اعوانی (استاد گروه فلسفه دانشگاه شهید بهشتی)
دکتر کریم مجتهدی (استاد فلسفه دانشگاه تهران)
دکتر محمد رضا گنجعلی (رئیس پردیس علوم دانشگاه تهران)
دکتر محمد رضا مخبر دزفولی (دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی)
دکتر محمد علی معلم دامغانی (رئیس فرهنگستان هنر)
دکتر منصور خلیلی عراقی (رئیس دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران)

<      1   2   3   4   5   >>   >

لیست کل یادداشت های این وبلاگ