سفارش تبلیغ
صبا ویژن
روزى دو گونه است : روزیى که آن را جویى ، و روزیى که تو را جوید و اگر پى آن نروى راه به سوى تو پوید . پس اندوه سال خود را بر اندوه روز خویش منه که روزى هر روز تو را بس است . پس اگر آن سال در شمار عمر تو آید ، خداى بزرگ در فرداى هر روز آنچه قسمت تو فرموده عطا فرماید و اگر آن سال در شمار عمر تو نیست ، پس غم تو بر آنچه از آن تو نیست چیست ؟ و در آنچه روزى توست هیچ خواهنده بر تو پیشى نگیرد ، و هیچ غالبى بر تو چیره نشود ، و آنچه برایت مقدر شده تأخیر نپذیرد . [ این گفتار پیش از این در آنجا که سخن از این باب بود گذشت لیکن در اینجا روشن‏تر و گسترده‏تر است ، بدین رو بر قاعده‏اى که در آغاز کتاب نهادیم آن را از نو آوردیم . ] [نهج البلاغه]
 
جمعه 97 مهر 6 , ساعت 11:43 عصر

سری کتابهای راهیان نور

قسمتی از کتاب (7) بستان (قسمت دوم)

...... کمی بعد عراقی ها به پاسگاه هجوم آوردند و مجروحان را اسیر و غنایم جنگی را جمع آوری کردند و با خود بردند.

می خواستم به طرف بستان برگردم . اما چگونه؟ تمام دوستانم جلوی چشمانم تکه تکه شده بودند یا اسیر. ناخوداگاه به طرف پاسگاه دویدم و داد زدم نامردها بیایید بجنگید، من تنها هستم. به طرف عراقی ها شلیک کردم . آنها هم با خمپاره جوابم را دادند.

چاره ای نبود ، وسایلم را جا گذاشتم و حرکت کردم. می خواستم از طرف تپه ها به بستان برسم . تصمیم گرفتم اسلحه ام را بردارم تا در مقابل حیوانات وحشی در امان باشم. با دلی شکسته در حالی که از تشنگی جانم به لب رسیده بود، حرکت کردم. شب 26 شهریور بود و دشمن همه جا را می کوبید. تپه ها و راه را به خوبی بلد بودم. آن شب مثل بیگانه ای از آنجا گذشتم. احساس شرمندگی می کردم که چرا زنده مانده ام. ساعت چهار صبح بود که یک ماشین ارتشی دیدم. به طرف ماشین دویدم و پس از متوقف کردن آن ، ماجرا را برای سرنشینان ماشین تعریف کردم. یک افسر و چند سرباز بودند که سخت متاثر شدند و سوارم کردند.

.........غروب روز 25 شهریور 1359 شهید سلطانی ، فرماندار سوسنگرد به بستان آمد. سخت نگران مدافعین پاسگاه های مرزی بودکه آب و غذا نداشتند. مردم بستان آماده ی هرگونه همکاری بودند. جوانان شهر درخواست اسلحه می کردند تا برای نبرد آماده شوند. زن ها هم برای پخت غذا به تکاپو افتادند. تعدادی از مردم شهر با تفنگ های شکاری به جبهه رفتند و به یاری مدافعین جوان و پاسداران پرداختند. ........



لیست کل یادداشت های این وبلاگ